تبليغاتX
جلوت

صبح روزی که آقای خاتمی به صورت رسمی اعلام حضور در انتخابات ریاست جمهوری را نمود، با جمعی از دوستان وفعالان دانشجویی از دانشگاههای مختلف به دیدار میرحسین موسوی رفتیم. برای من و اغلب دوستان، اولین بار بود که آقای نخست وزیر را می دیدیم. دیدار در تالار آیینه مرکز فرهنگی هنری صبا انجام شد. ساختمانی که معمار آن خود مهندس بود و چندی پیش نمایشگاهی از نقاشی های وی در آن برگزار شده بود. قرار بر این شده بود که هر یک از کسانی که در دیدار صحبت می کنند در یک حوزه مشخص، ابتدا معضلات و بحرانهای موجود کنونی را برشمارند، سپس به اقامه دلایلی مبنی بر دلیل رجوع ما به ایشان برای حضور بپردازند و در پایان با طرح سوالی چالش برانگیز، موسوی را به موضع گیری در آن حوزه وادار نمایند.

مهندس در حالی به طور ناگهانی وارد شد که من با یکی از دوستان مشغول مزاح با نام میرحسین و رییس جمهور آمریکا بودیم! گرد پیری بر چهره مهندس نشسته بود و از آنچه فکر می کردم و در عکسها دیده بودم شکسته تر به نظر می رسید. به نظرم پالتویی که به تن داشت را مدتهاست که استفاده می کند. گپ و گفت و خوش و بش که تمام شد، کاغذ و قلمی حاضر کرد و آنچه ما می گفتیم به آرامی یاداشت می نمود به طوری که در پایان صحبتهای یک ساعته ما تقریبا یک صفحه A4 پشت و رو را پر کرد. نکته جالب تر آنکه به محضی که صحبت ها به سمت تمجید و تعریف از خودش می رسید، کاغذ و قلم را زمین می گذاشت و خود را جمع می کرد و موضع خود را اینچنین نشان می داد. صحبت در زمینه مسائل اقتصادی آغاز شد و خساراتی که دولت فعلی به اقتصاد کشور زده است. توانایی نظری و عملی تیم اقتصادی مهندس و در نهایت ابهامات و اتهاماتی که در نگرش اقتصادی مهندس وجود دارد. نوبت به من و مطرح ساختن مسائل سیاسی رسید. از این گفتم که با گذشت 3 دهه از انقلاب اسلامی، ما جوانان نسل سوم از یک سو با مواضع و سیاستهای فعلی مواجهیم و از سوی دیگر با خوانده ها و شنیده هامان از امام و قانون اساسی و گفتمان اصیل انقلاب. اینکه بالاخره یکی از این دو درست و صحیح است و افرادی چون مهندس موظف اند که انقلاب را از خطر تحریف و جمهوریت نظام را از خطر تعطیل برهانند. دیگر عادت کرده ایم به انتخابات هایی که از باء بسم الله تایید صلاحیت تا تاء تمت اعلام نتایج به ابهام و سوال مواجه باشد. به اینکه روزنامه ها به راحتی آب خوردن بسته شوند و دانشجویان از آن راحت تر روانه زندان. به این نکته اشاره کردم که افرادی چون شما حرف زدنشان هم عمل سیاسی است و تک جمله ای که امروز مهندس در مورد قانون اساسی که "قانون حد اختیارات هر کسی را مشخص کرده"، هر چند اظهر من الشمس است، امروز توسط بسیاری برتابیده نمی شود. در نهایت، پرسیدم که شما به عنوان یار صدیق و معتقد به اندیشه های شهید بهشتی در برابر میراث قانون اساسی و از جمله اصل 168 آن چه خواهید کرد. در زمینه سیاست خارجی، این سوال مطرح شد که آیا پس از گذشت 30 سال پیام جمهوری اسلامی که صلح و آزادی و امنیت است به گوش دنیا رسیده است. اینکه آیا رسیدن به حق مسلممان با هزینه کمتری قابل وصول نیست و اینکه آیا زمان آن نرسیده که مشتهای گره کرده را باز کرد و بر اساس منافع ملی تصمیمات عاقلانه ای اتخاذ نمود؟!

پرحرفی های نسبتا پر شور ما که تمام شد، مشتاقانه منتظر حرف زدن فردی شدیم که به قول یکی از دوستان، لبهایش شبیه سکوت شده است. ابتدا مهندس کمی آراممان کرد و گفت با وجود انتقاداتی که می کنید، میراث انقلاب را ارجمند بدارید و دستاوردهای غیر قابل انکارش را نادیده نگیرید. نکته جالبی که در سخن گفتن موسوی توجه همه را جلب می کرد، استفاده از تعبیرات و گفتمانهای نوین بود. استفاده از نظریه مرگ مولف و اصطلاحات دیگری که ما هم چندان سر در نمی آوردیم، نشان دهنده مطالعات شخصی او در زمینه های مختلف و عدم پرهیز از استفاده از اندیشه های نوین در بیان مواضع خود بود. تکیه ویژه بر قانون اساسی و ارجاع دادن به اصول مختلف آن در سخنان موسوی، در شفاف سازی مواضعش برای ما بسیار موثر بود. در زمینه مسائل اقتصادی تاکید دوباره ای بر این نکته نمود که عدم تمایز اقتضائات زمان جنگ و غیر جنگ بسیار خطرناک است و صراحتا اجرای لایحه طرح تحول اقتصادی را مخالف اصول 43 و 44 و اندیشه های امام دانست. با تاکید بر استفاده از ظرفیت جوان کشور، عدم استفاده از تجربه مدیرانی که در 3 دهه پس از انقلاب کشور را پیش برده اند، خسارت خواند. هر چند، مهندس به مزاح حضور دوباره خود در صحنه را به یک فلش بک 20 ساله در فیلم سینمایی تشبیه نمود، اما به طور کلی سخنان مهندس به گونه ای برای ما تازه و متفاوت بود. او در سخنان کوتاه خود، از موضعی کاملا اخلاقی پوپولیسم را محکوم نمود و دولتها را به فنا شدن در مصالح ملی دعوت کرد. چه بسا تلاشی که امروز دولتی می نماید، محبوبیتی آنی را به همراه نداشته باشد، اما سالین دیگری که نشان از آن دولت و دولتمردانش نیست، منافع و مصالح آن اقدام نصیب مردم شود.

در زمینه سیاست خارجی بازتر از حد انتظار من، عنوان نمود: "در سیاست خارجی آرمانها و آرزوهایی داریم و واقعیاتی. من در سیاست خارجی انسانی واقع گرا هستم!". به نظر مهندس، آرمانها در سیاست خارجی موتور محرک ما و انگیزه دهنده هستند اما نبایست جای واقعیات را بگیرند. جایگاه تکنولوژی هسته ای در نظر وی، ابزاری است که هم ارز با دیگر ابزارهای دیپلماتیک و توانمندیهای تکنولوژیک، در چانه زنی در روابط بین الملل به کار می آید.

در مورد مسائل سیاسی که بی صبرانه منتظر پاسخش بودم گفت که مسائل مطرح شده، مهمی است اما نیاز به فرصت جداگانه ای برای مطرح شدن و بررسی دارند. در این باره به اشاره به این مساله اکتفا نمود که توسعه سیاسی بدون توسعه اقتصادی میسر نخواهد بود. به عنوان مثال فردی که روز به روز سفره خود را کوچکتر و معیشتش را تنگ تر می یابد، نه دغدغه آزادی دارد و نه مدافع آن خواهد بود.

دیدار کوتاه ما با سوال اصلی "بالاخره می آیید یا نه؟" و طفره رفتن مهندس از پاسخ به پایان رسید. به هرح حال، تجربه این دیدار برایم جالب و تاثیرگذار بود. میرحسین موسوی را فردی دیدیم که علیرغم آنکه به قول محمد قوچانی "شهیدی زنده" است، و هر از چندی از زمانی دور پیغامبر پیام امام و انقلاب می شود، سخنان تازه ای برایمان دارد که به این زبان از کسی نشنیده ایم. فردی است که مردم گراست و سخن از مستضعفین می گوید اما پوپولیست را غیراخلاقی می داند. به آسانی به سخن نمی آید اما هنگامی که سکوت را می شکند، قاطعانه موضع می گیرد. نماینده گفتمان اصیل انقلاب 57 است، اما آشنا با گفتمانها و اندیشه های نوین است و از بکار بردن این مفاهیم در سخنانش ابایی ندارد. در یک کلام، در جغرافیای سیاسی امروز ایران، او مانند هیچ کس نیست، کپی هیچ  اصلی نیست بلکه خود نسخه اصلی است که می بایست از نو خوانده شود.

(منبع: تدبیر)

+ نوشته شده در شنبه 10 اسفند1387ساعت 0:24 قبل از ظهر توسط سجاد |

یکی از زیباترین تعبیراتی که در مورد حافظ شنیدم در شعر نماز اخوان ثالث است که از حافظ با عنوان "دوست شاعرم" یاد می کند. انصافا مدتی است که احساس دوستی با حافظ در من هم زنده شده است. انس با دیوان و تفال گرفتن با اشعار حافظ تجربه شیرینی است که این روزهای قبل از سفر را برایم آسان تر می کند. فالی که یکی از آشنایان به نیت سفر برایم گرفت را اینجا می آورم

نماز شام غریبان چو گریه آغازم  

به مویه‌های غریبانه قصه پردازم

به یاد یار و دیار آن چنان بگریم زار

که از جهان ره و رسم سفر براندازم

من از دیار حبیبم نه از بلاد غریب

مهیمنا به رفیقان خود رسان بازم

خدای را مددی ای رفیق ره تا من

به کوی میکده دیگر علم برافرازم

خرد ز پیری من کی حساب برگیرد

که باز با صنمی طفل عشق می‌بازم

بجز صبا و شمالم نمی‌شناسد کس

عزیز من که بجز باد نیست دمسازم

هوای منزل یار آب زندگانی ماست

صبا بیار نسیمی ز خاک شیرازم

سرشکم آمد و عیبم بگفت روی به روی

شکایت از که کنم خانگیست غمازم

ز چنگ زهره شنیدم که صبحدم می‌گفت

غلام حافظ خوش لهجه خوش آوازم

عکس

شهادت امام رضا تسلیت باد

+ نوشته شده در چهارشنبه 7 اسفند1387ساعت 9:42 بعد از ظهر توسط سجاد |

 

بالاخره بعد از کلی فک زدن و جر و بحث و تو سر زنون، تدبیر بالا اومد. امیدوارم بتونیم خوب و حرفه ای و اخلاقی و در راستای منافع ملی کار کنیم. اگر پای کار و کمک هستید، یا علی. اینم درباره ما:

تدبیر، رسانه ای مجازی است که تصمیم دارد تا با توجه ویژه به انعکاس صداهای خاموش، سخنی تازه برای مخاطبان خود داشته باشد. تدبیر و دست اندرکاران آن، گرچه دارای خط مشی و نگاهی خاص است، اما اولین اصل کاری خویش را، رعایت کامل اخلاق رسانه ای می داند؛ اخلاق رسانه ای به معنای حفظ صداقت، رعایت اصل بی طرفی در انتشار اخبار و گزارش ها و مصاحبه ها و احترام به شخصیت ها و رسانه های دیگر!
البته تدبیر، این حق را برای خود محفوظ می دارد که در تحلیل ها و یاداشت های خود، منعکس کننده نظرات دست اندرکاران خود باشد (چه اینکه این، خود یکی از دلایل تاسیس این رسانه مجازی می باشد)، اما این تضمین را به مخاطبان خود می دهد که هیچ گاه پا را از مرزهای اخلاق حرفه ای فراتر نگذاشته و سعی در حفظ وجهه رسانه ای خود به عنوان اولین اصل داشته باشد.

دست اندرکاران تدبیر، هدف از فعالیت رسانه ای خود را، تغییر و بهبود وضع موجود، در چارچوب اندیشه های ناب انقلاب اسلامی قرار داده و خود را ملزم به حرکت در چارچوب قانون اساسی جمهوری اسلامی می دانند.

جدای از این، دست اندرکاران تدبیر، نگاه ریشه ای و تاریخی به مشکلات ایران زمین، توجه به معضلات بنیادین اقتصادی و مشکلات عمده مردم در این زمینه، ضرورت نگاه درازمدت (و نه مقطعی) برای رفع مشکلات کنونی، تقدم برنامه ریزی بر عمل سیاسی و درنظر داشتتن مداوم عقلانیت و سیر منطقی و حساب شده فعالیت ها و ... را به همراه دغدغه های همیشگی خویش در خصوص فضای کنونی سیاسی اجتماعی کشور، مدنظر قرار می دهند و در همین راستا عزم خود را جزم کرده اند که زمینه انعکاسی برای طرح نظرات و افکار و مواضع خود و دیگران در ایران امروز فراهم نمایند.

تدبیر، صدای ویژه ای است که شاید تا کنون چندان شنیده نشده و به همین دلیل، چندان مهم به حساب نیامده باشد. جدای از این، تدبیر روش و منشی تقریبا کمتر استفاده شده دارد که البته امیدوار است مورد توجه مخاطبین نیز قرار گیرد.

اما در پایان، مهم ترین نکته  برای ما و سایت تدبیر، خوانندگانند؛ خوانندگانی که با نظرات و انتقادات و پیشنهادات و احتمالا مطالب خود، زمینه را برای دلگرمی بیشتر ما از طرفی و توجه به نظرات شان در کار و احیانا اصلاح برخی روندها و در کل پربارتر نمودن این رسانه خبری مجازی فراهم می کنند.

www.tadbeer.ir
+ نوشته شده در شنبه 3 اسفند1387ساعت 4:48 بعد از ظهر توسط سجاد |

"هنگامي كه آقاي بوش به افغانستان و سپس عراق حمله كرد و صحبت از جنگ‌هاي صليبي جديد در تحليل‌ها و ادبيات سياسي رايج گشت و حتي نخست‌وزير ايتاليا مسلمانان را گروهي وحشي و بي‌تمدن خواند، هيچ‌كس فكر نمي‌كرد كه شش سال بعد يك فردي سياهپوست از درون يك خانواده مسلمان، رهبري آمريكا را برعهده خواهد گرفت. اگرچه دین آقاي اوباما در پرده‌اي از ابهام هست و معروف شده كه ايشان مسلمان نيست، ولي مسأله اين است كه ايشان از درون يك خانواده اسلامي بيرون آمده و عمويش مؤذن يكي از مساجد آفريقاست و اغلب فاميل‌هايش مسلمانند. تا همين‌جا يك پيروزي بزرگ براي مسلمانان پديد آمده است. چه آقاي اوباما مسيحي باشد، يا حتی بي‌دين، به‌هرحال يك فردي به نام حسين رهبري آمريكا را بر عهده گرفته است؛ آمريكايي كه قصد داشت تمامي جهان اسلام را تسخير كند و تا نيمه راه هم رفته بود."

فکر می کنید تحلیل بالا را از کجا آورده ام؟ از نشریه بسیج دانشگاهمان؟ از متن سخنان یک خطیب نماز جمعه؟ از یادداشتهای یک جوان حامی خاتمی؟.... این قسمتی از نوشته برادر محسن رضایی است که همین حالا هم در سایت تابناک موجود است. ادامه تحلیل این بنده خدا، جالب و خواندنی است. اما این جور نوشتن از سوی کسی که در بطن حساس ترین سیاستگذاری های ایران بوده و تجربه مدیریت در حساس ترین پستهای نظامی مملکت را داشته، آنهم پس از 20 سال تجربه فعالیت سیاسی، باعث تعجب است. شما را نمی دانم اما به نظر من یک چنین فردی باید با کلاس تر بیاندیشد و بنویسد.

عکس

آزادی یک زن زندانی

شعر روز:

وقتی تو نیستی نه هستهای ما چونان که بایداند، نه بایدها..

قیصر امین پور

یا حق

+ نوشته شده در پنجشنبه 1 اسفند1387ساعت 5:47 بعد از ظهر توسط سجاد |

 
جنبش بزرگ وبلاگی حامیان مهندس میرحسین موسوی