تبليغاتX
جلوت

دیشب داشتم بعد از مدتها اخبار رو از تلویزیون گوش میکردم که دیدم رهبری در جمع مدیران حج و زیارت حمله سفت و سختی به مطبوعات کرد. جا خوردم. پیش خودم گفتم بابا دیگه نه آنچنان روزنامه و مطبوعه مستقل و منتقد درست و حسابی ای مونده، نه حملات سنگین به دولت محمود تازگی داره. تازه این آخریها هم که اغلب سر قضیه کردان به دولت گیر میدادن که این گیر دادن الحق شایسته و بایسته بود. تازه خود برادر حسین (مدیر مسئول کیهان) هم وارد گود شده بود.

امروز هم داشتم با یکی صحبت میکردم درباره اینکه توی این دعوای کردان اصلاح طلب ها عملا یه گوشه ای نشسته بودند و نگاه میکردند (هر چند 3-4 ساله که این کار رو دارن می کنند چون کاری هم از دستشون بر نمیاد). اما سر این قضیه این قدر زمین اصولگراها پر خاک و خون بود که اصلاحطلب ها واقعا  فقط ناظر بازی بودند نه چیز دیگه. همین جور داشتم صحبت میکردم و از سر مقاله این هفته قوچانی گفتم که گفته بود کردان نباید از دولت بره! تا معلوم بشه یه دولتی که ادعای اصولگراییش فلک رو منشق میکنه کارایی میکنه که هر چی سکولار و اپرتونیست سفید بشه و ...

همین جوری حرف می زدم و سایتها رو هم چک می کردم که یهو دیدم همین دیشب دور و برای ساعت 9 شاید همون موقعی که داشتم اخبار رو می دیدم یه خبر رفته روی تلکسها که"شهروند امروز توقیف شد!". یه جوری شدم. یه حال بد. دلم دود افتاد. آهی کشیدم. یه فایل word باز کردم تا چند خطی بنویسم بلکه آروم بشم. یادش به خیر شرق سال 83-84، هم میهن سال 85، یادش به خیر شهروند امروز...

عکس هفته

خوش درخشید ولی دولت مستعجل بود

 

پیشنهاد هفته: کتاب حق الناس کدیور به بازار آمد درباره اسلام و حقوق بشر. بخرید و بخونید.

شعر هفته: اخوان ثالث

خانه خالی ماند و خوان بی آب و نان

وانچه بود آش دهن سوزی نبود

این شبست آری شبی بس هولناک

لیک پشت تپه هم روزی نبود

یا حق


+ نوشته شده در پنجشنبه 16 آبان1387ساعت 1:2 بعد از ظهر توسط سجاد |

چند مدت پیشها بود که به دنبال مجوز گرفتن انجمن اسلامی دانشجویان مستقل در دانشگاه تهران در هنگام برگزاری مراسمی توسط این انجمن جدیدالتاسیس درگیریهایی بین انجمن اسلامی دانشجویان تهران و انجمن مستقل در گرفت که موجی از صدور بیانیه ها و محکوم کردنها و نثار القاب و عناوین آبدار از سوی طفین به هم دیگر به راه افتاد.

در میان این بلبشوهای تشکیلاتی در جبهه مجازی نت هم درگیری دیگری به راه افتاد که خط مقدم آن وبلاگهای فعالین سیاسی منتسب به انجمن مستقل بود. ماجرا از اونجا شروع شد که یکی از فعالین این انجمن در شیراز در یکی از پستهای خود خاتمی را با عنوان "سید دخترباز"! و آیت الله صانعی را "دین ساز" خطاب کرده بود. در پاسخ به این نوشته خواننده ای با عنوان "آرمان" در کامنتی در 10-12 بند به این نوشته پاسخ داد و جدالها و مناظره های وبلاگی آرمان با "مستقلی ها" آغاز شد. کم کم دوستان مستقلی به کمک هم آمدند تا سوالات و شبهات وارده از سوی این کامنت نویس پر چانه را پاسخ دهند و گرد تهمتهایی مانند "غاصبان میراث 70 ساله مهندس بازرگان"، "منافقان امروز"، "تشکل حکومتی"، ... را از دامانشان پاک کنند. خلاصه اینکه این یک نفر چنان گرد و خاکی کرد که یکی از نویسندگان وبلاگها پستی با عنوان "پدیده کامنتی آرمان" را به او اختصاص داد.

آنچه برای من در میان جالب بود نوع جدیدی از شکل گیری گفتمان و مناظره در فضای وبلاگی بود که در عین ساختار مندی و سعی در التزام به آوردن استدلالات دینی و سیاسی و ... از سوی طرفین خارج از ساختارهای متعارف در فضای فعالیت سیاسی دانشجویی شکل گرفته بود. جدلهای لفظی و اعتقادی مابین این افراد در خارج از فضای سیاسی دانشگاه در خلوتی که فضای مجازی میسازد جلوت یافته بود. شاید برای اولین بار بود که یک کامنت در این وبلاگها از 14-15 پاراگراف هم تجاوز میکرد و صاحب وبلاگ هم اگر نظرات را فیلتر نمیکرد (که گویا چند تایی کردند) و اگر از جواب دادن در نمیماند ( که گویا چند تایی ماندند) مجبور میشد که چند پستی را برای یک نظر خواننده خود اختصاص دهد.

به هر حال پدیدهای بود این پدیده کامنتی! که البته هنوز هم دست از سر این مستقلی ها که به قول خاتمی معلوم نیست "از چه چیزی مستقلند؟!!" بر نداشته است.

به قول یه بنده خدایی: خدا قوت پدیده!!!

عکس هفته:                                               عجب!!!


پیشنهاد هفته: دعوای آرمین و قوچانی در شهروند امروز این هفته 

شعر هفته:

با چشمانی مثال آهو و مشامی مثال سگ. وجب وجب آسفالت های شهر را میگشت، تا مگر تو را بیابد، مگر من را، مگر خویش را...

یا حق

+ نوشته شده در یکشنبه 5 آبان1387ساعت 1:30 قبل از ظهر توسط سجاد |

 
جنبش بزرگ وبلاگی حامیان مهندس میرحسین موسوی